ای عزیز دل من
اي عزيز دل من
بي تو خوش نيست دلم اي محرم راز
چه كنم با گل سرخ ؟
چه كنم با دل ناز ؟
تك و تنها چه بگويم به بهار ؟
گر سراغ از تو گرفت چه بگويم به نسيم ؟
« گر بهاران پرسيد لاله زار كجاست »
من پر از عطر خوش هم نفسي
تو چرا تنهائي ؟
غمگسار تو كجاست ؟
من و اين سينه تنگ من و اين پائيزه غم آلود درد
همدم سايه تنهايي خويش بي بهار بي رخ يار
تك و تنها چه بگويم چه بگويم به بهار
بي تو اي راحت جان با دل شيدا چه كنم
با جهاني غم و حسرت تو من چه كنم
عشق و بي تابي من مايه بد نامي توست
با تو پاكيزه تر از گل ، من رسوا چه كنم
در پي گمشده اي گرد جهان ميگردم
اي خدا گر نشد اين گمشده پيداچه كنم
مردمان قطره آبي به كف و آرند و خوشند
من كه مردم از عطش از لب دريا چه كنم
گرچه امروز مرا نيست زين فردايي
گرنبندم دل از امرو ز با فردا چه كنم
روي برتافت زمن آنكه جهان هست
بعد از اين گر نكنم پشت به دنيا چه كنم
♥ چهارشنبه دوم آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۷ ب.ظ توسط فرشته
