صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

...

می خوانمت
ای تسلیِ تمام تنهایی ها
می نویسمت ای تمنای تمام بی قراری ها
در سرابِ برهوت سینه ام
موج

ماه خدا رسیده و چیزی نمی خورم ...

جز غصه های دوری آرام جان خویش .. 


♥ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱:۱ ق.ظ توسط فرشته

کار عشق حرف هائی نیست که همه می دانند

دوست داشتنی ست که دیگران نمی توانند !

کار عشق حرف هائی نیست که همه می دانند

دوست داشتنی ست که دیگران نمی توانند !


♥ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۵۲ ق.ظ توسط فرشته

...

گاه منم بر درت 
حلقه در می‌زنم

گاه تویی در برم
حلقه دل می‌زنی...

در این طوفان که ماهی هم به دریا دل نخواهد زد

کجا با کشتی ات بردی دلم را، ناخدای من؟!


♥ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۵۰ ق.ظ توسط فرشته

خوب خوابیدی عشق من؟!

چشم هایم را که بستم

عطر بهشت مرا برد به ...

جایی که گناه متولد نمی شد!

پر از بوسه و نگاه ها

چشم هایم را که بستم

عطر بهشت مرا برد به ...

جایی که گناه متولد نمی شد!

پر از بوسه و نگاه های عاشقانه

جایی که هرم یک نفس تنم را تب دار می کرد

لبالب از ستاره، رنگین کمان و باران!

جایی که باید گم شد به امید پیدا نشدن

خنکای نسیم که پلکهایم را بوسید

و چشم هایم را باز کرد

دیدم بهشت تویی

که در آغوشم گرفته ای بخوابم!

رو به نماز شکر ایستادم

قنوتم که عطر تنت را به خدا پیشکش کرد

کسی با صدای تو آرام در گوشم گفت:

خوب خوابیدی عشق من؟!


♥ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۷ ق.ظ توسط فرشته

از جدایی نتوان گفت

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو محتاج ترم یا تو به من
زنده‌ام بی تو همین قدر که

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن

تو بگو من به تو محتاج ترم یا تو به من

زنده‌ام بی تو همین قدر که دارم نفسی

از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن...


♥ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۵ ق.ظ توسط فرشته

تو کجا نالی از این خار که در پای منست
یا چه غم داری از این درد که بر جان تو نیست
دردی از حسرت دیدا

چمدانی می خواهم

پر از مضامینِ تازه ی سفر

تا بی نهایتِ عشق

چتری برای زیرِ باران بودن

اتاقی به اندازه ی دوست داشتن

و چراغی به روشنی یک نگاه

که گرمم کند 

دست هایم تا ضریحِ تو

کشیده می شوند

اما به تو نمی رسند

مرا به خود بخوان

که من از هیچ پایانی نمی ترسم

مگر از پایانِ عشق


♥ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۱ ق.ظ توسط فرشته

تنگ است دلم ...

چه فراخ است غمت


اما دریغ


چه تنگ است دلم...


♥ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۰ ب.ظ توسط فرشته

کجاست

کجاست ،

جای رسیدن و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن ...


♥ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ توسط فرشته

من شاعر نیستم

من شاعر نیستم

اما خارج از همه ی وزن ها و آهنگ ها

با ساده ترین کلمات

می توانم دوست داشتن را برایت معنا کنم

تا باور کنی

زندگی آنقدرها هم که می گویند پیچیده نیست

تنها ، تو چشم هایت راببند

و کمی به حرف هایم گوش بده


♥ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۶ ب.ظ توسط فرشته

...

میِ بهشت ننوشم زِ دستِ ساقیِ رضوان؛

مرا به باده چه حاجت، که مستِ رویِ تو باشم.


♥ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۴ ب.ظ توسط فرشته

باور کن

تمام قاصدک ها هم می دانند

که در ازدحام غیاب ناگزیرت

زیر تبسّم همین آسمان پرستاره

صبر ایوبی ام را کاسه کاسه پر از ترانه کرده ام..

حالا که آب دلتنگی ام

از سر همه ی دریاها گذشته است،

آن چمدان پراشتیاق را

از جامه های آغشته به عطر علاقه پر کن.

باور کن

بالاتر از سیاهی چشم هایت

رنگ آبی آسمانی ست

که برای پر پروازت آغوش گشوده است !


♥ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۱ ب.ظ توسط فرشته