...

این ...
هرم تابستان نیست ؛
زمین ...
از فرطِ دوست داشتنِ تو
تب کرده است !!!

این ...
هرم تابستان نیست ؛
زمین ...
از فرطِ دوست داشتنِ تو
تب کرده است !!!
![]()
به دیدارم بیا
ای هم گناه من در این برزخ ...
![]()
از تو برکندن دل
ممکن اگر بود مرا
به تمنای تو...
کی اینهمه جان میکندم؟
![]()
دوباره می نویسمت کنارِ بیت آخرم
و چکه چکه می چکم به سطر های دفترم
تو مثل ماهِ برکه ای ،
و من غریق مست شب
دوباره تو
دوباره من
شناوری
شناورم...
![]()
اى شمع! مى خواهم كه رازى را بگويم؛
از بوسه ديشب به اين سو، روشنم من!
![]()
تو...
با شال گردن و چتر
میان همین شعر آواز بخوان و قدم بزن
تا من به خدا ثابت کنم
باران گاهی از زمین به آسمانمیبارد!
تو با بارانیِ سپید،دل بِبَر!
تا خدا قبول کند
حواسش پرتِ تو بوده و کمی برف
در جیب هایت جا گذاشته!
تو مثل همیشه زیبا باش
تا من و خدا
وقتیتو را شعر میکنیم
از ترسِ گم کردنِ فصل ها
در آغوشِ هم،
کمی گُم شویم!
تو با قلمی که روی لبهات دوستت دارم
را نقاشی میکنی...
برایمان آدرس فصلی نو را بنویس؛
فصلِ ما شدن!
فصلِ عشق!