هر شبى گويم كه ...

هر شبي گويم كه فردا ترك اين سودا كنم
باز چون فردا شود امروز را فردا كنم
چون مرا سودايت از روز نخستين در سر است
پس همان بهتر كه آخر سر در اين سودا كنم
اي خوشا كز بي خوديها سر نهم بر پاي او
بعد از آن از شرم نتوانم كه سر بالا كنم
اي كه مي گويي دل گمگشته خود را بجوي
من كه خود گم گشته ام او را كجا پيدا كنم
عاشق مستم هلالي مجلس رندان كجاست
♥ دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۰ ق.ظ توسط فرشته