صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

دردم ازوست که درمان ازوست...



گهگاه چشمانم خیس بارانست، چشمانی که نبضش با نفسهایت میزانست






این شبها دلم از خودم گریزانست، دلی که در حسرت ذره ای عشق بیجانست






کاش میدانستی دلم اسیر طوفانست، کبوتری بال شکسته ازین هجرانست






چه شبها امید داشتم زبهر رنجم درمانست،چه روزها گمان داشتم این انتظار را پایانست






دریغا بهار آرزوهایم تصویر خزانست، دگر چه میتوان گفت وقتی دل در فغانست






درین لحظه های جانفرسا هنوز قلبم لرزانست، ردپای عشقت در تاروپودش عیانست






گناه از تو نبود کاین تقدیر آسمانست، شکایتم از خداییست که آگاه بر پیدا و نهانست


♥ یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ توسط فرشته