تقدیر

![]()
محتاج به هم، عاشق هم، بی خبر از هم
آن سو تو و این سو من، آشفته تر از هم
از ماهی و دریا خبری نیست به جز مرگ
یک لحظه فقط دور بمانند اگر از هم
یک عمر جدا کرد قضا و قدر از هم
تقدیر چنین بود، که چون پنبه و آتش
تا روز ابد قسمت ما شد حذر از هم
بگذار درختی که گرفتار خزان است
پاشیده شود با ضربات تبر از هم
گفتم که به جز این نتراشند به سنگم
ما خیر ندیدیم به دنیا، مگر از هم
♥ شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت ۹:۳۶ ق.ظ توسط فرشته