مردم شهر سیاه

مردم شهر سیاه
خنده هاشان همه از روی ریاست
دلشان سنگ سیاست
ما در این شهر دویدیم و دویدیم چه سود
هر کجا پرسه زدیم خبر از عشق نبود
تو ای مرغ مهاجر که از این
شهر گذر خواهی کرد
نکند از هوس دانه
گندم به زمین بنشینی....
♥ یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۰ ق.ظ توسط فرشته