جواني

از شمال محدود است به آینده ای که نیست
به اضافه ی غم پیري و سايه ی مخوف ممات
از جنوب به گذشته ی پوچی پر از خاطرات تلخ
گاهی اوقات شيرين
مشرق، طلوع آفتاب عشق، صلح با مرگ
شروع جنگ حيات
مغرب، فرسنگها از حیات دور، آغوش تنگ گور
غروب عشق دیرین
این چه حدودیست! آیا شنیده ای و ميدانی؟
حدود دنیای متزلزلی است موسوم به: جواني
كارو
♥ پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۴ ق.ظ توسط فرشته