صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم




نمی دانم چرا؟ اما تو را هر جا که می بینم




کسی انگار می خواهد  ز من تا با توبنشینم




 تن یخ کرده آتش را که می بیند چه می خواهد؟




همانی را که می خواهم تو را وقتی که می بینم




تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی




و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم




تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم




به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم




زبانم لال! اگر روزی نباشی من چه خواهم کرد؟




چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟




نباشی تو اگر ناباوران عشق می بینند




که این من - این من آرام - در مردن بجز اینم



♥ یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۱ ب.ظ توسط فرشته