سرزمینی بی عبور

در چشم
هايم شور دريا غوطه ور نيست
مردابم و ديگر درونم شور و شر نيست
عمريست ديگر در نگاهم هيچ فرقي
بين كوير لوت ودرياي خزر نيست
جغرافياي باورم خشك است و سوزان
در آسمانم هيچ ابري بارور نيست
حالا شبيه سرزميني بي عبورم
در كوچه هاي سوت و كورم رهگذر نيست
افكار من با آدمك ها فرق دارد
دایم خلاف رود رفتن بي خطر نيست
بايد پس از اين همدمم آيينه باشد
وقتي كسي مثل خودم اين دور و بر نيست

♥ چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۱ ق.ظ توسط فرشته