راز ماندن
کوه پرسید ز رود
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن تو
کوه پرسید:و من؟ گفت: در ماندن تو
بلبلی گفت:و من؟
خنده ای کرد و گفت: در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی
که در آن کوه رود،
رود مرداب شود،
و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد،
و نخواند دیگر،
من و تو بلبل و کوه و رودیم،
راز ماندن جز ،
در خواندن من.ماندن تو.رفتن یاران سفر کردی مان نیست .بدان!
♥ جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۰ ب.ظ توسط فرشته