صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

راز ماندن



کوه پرسید ز رود

 


زیر این سقف کبود


 

راز ماندن در چیست؟ گفت: در رفتن تو


 

کوه پرسید:و من؟ گفت: در ماندن تو


 

بلبلی گفت:و من؟


 

خنده ای کرد و گفت: در غزلخوانی تو


 

آه از آن آبادی


 

که در آن کوه رود،


 

رود مرداب شود،


 

و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد،


 

و نخواند دیگر،


 

من و تو بلبل و کوه و رودیم،


 

راز ماندن جز ،


 

در خواندن من.ماندن تو.رفتن یاران سفر کردی مان نیست .بدان!



♥ جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۰ ب.ظ توسط فرشته