صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

وقتي تو آمدي



وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم





از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي





از تنهايي ؟ گفتي : همزباني





از محبت ؟ : عشق





از دوستي ؟ : صداقت





از بهار ؟ : طراوت





از سفر ؟ : انتظار





از جدايي ؟؟؟





باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت





به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...





تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي تو من





می میرم



♥ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۸:۴۶ ب.ظ توسط فرشته