برو ای دوست

برو ای دوست که ما دست به دامان خودیم
سرخود گیر که ما سر به گریبان خودیم
اشک و اهی شده از دشت جنون حاصل ما
اتش خرمن خود قطره باران خودیم
دامن ما نبود بی گهر اشک شبی
چشم بد دور که شرمنده احسان خودیم
هرکه از حال من دلشده پرسید بگوی
خویش گم کرده بنشسته به هجران خودیم
♥ دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۶ ق.ظ توسط فرشته