انصاف نیست

انصاف نیست که دنیا آنقدر کوچک باشد
که آدم های تکراری را روزی صد بار ببینی
و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کسی را که دلت می خواهد
حتی یک بار ببینی !!...

انصاف نیست !
این که من پیر شوم در طلب خواستن تو
تو بگریزی ز من و خواستن من
انصاف نیست !
این که من در تو نباشم آهی
و تو دائم در من سیل شوی
انصاف نیست !
این که من در تو ندارم جایی
و تو در من همه تو !!
انصاف نیست !!
ای غزل وارگی شعر من
ای همه شعر من و شور من
به سراغ دل دیوانه بیا
به خرابات ، به کسی که در خود، مشق چشم تو نوشت
به کسی که در خود، با نفسهای تو، معنا گرفت
به کسی که بی تو ، در ضیافت
گور است !!
به کسی که بی تو ، شعرهایش پوچ است !
به کسی که بی تو ، دل دل زدنش هم
هیچ است !!
