مُهر مهر

نیمه شب نجوا کنان در گوش هم
راه افتادیم دوشا دوش هم
ساحل و ماه و سکوت نیمه شب
شاخه ها سر برده در آغوش هم
جیر جیرکهـای شب خوان یکصـدا
مست از غوغای نوشا نوش هـم
موجها غرق تماشامان شدند
تا که بالا آمدند از دوش هـم
قرص ماه از آسمان مبهوت مـا
مـا رها از خویشتن مدهوش هـم
بسته شد عهدی میان ما ؛ زدیم
مُهر مهری بر لب خاموش هم
سایه های ما به هم محرم شدند
بی صدا رفتند در آغوش هـم
«خلیل جوادی»
♥ دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۸ ق.ظ توسط فرشته