صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

بي تفاوت مگذر


بی تو هیچم به خدا، پیش این دل بنشین




قدر این سینه پر مهر بدان    در دل خسته بمان




منم و خانه ویرانه دل  ، بی تفاوت مگذر از در میخانه دل




مشکن ساغر امید مرا ، ای همه هستی من




این نفسها به خدا ارزان نیست  ،   بر نمی گردد هیچ




شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا  ،  آه شاید که نبینی دگرم




بعد من در قفس هیچ نماند ،  به جز از مشت پرم که نمی ارزد هیچ




بنشین پیش دل من بنشین  ،  قدرم امروز بدان




که به دام تو اسیرم ای دوست  ،  و خدا داند و تو




از همه هستی خود  ،   بی تو سیرم ای دوست




سخن از عشق بگو با دل من  ،  که ندارد دل من جز تو با کس سخنی




همچو یک ذره مرا  ،  زیراین گنبد نیلی مکن از بند رها




صحبت از آه و دمست   ،  آه بی سوز محبت، نفس سرد غم است




و دم خالی عشق مرگ درد آلودی است




که رسد پیش تر از مرگ وجود...!




♥ یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۲۳ ق.ظ توسط فرشته