بی دل و خستـه در ایـن شهرم و دلداری نیست ...

بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
یارب این شهر چه شهری است که صد یوسف دل
به کلافی بفروشیم و خریداری نیست
شب به بالین من خسته بهغیر از غم دوست
ز آشنایان کهن، یار و پرستاری نیست
بهجز از بخت تو و دیدهٔ من، در غم تو
شب در این شهر به بالین سر بیداری نیست
♥ جمعه ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۵:۲ ب.ظ توسط فرشته

