شبت خوش باد من رفتم

کجایی مونس جانم شبت خوش باد من رفتم
که مانده چشم من بردر شبت خوش باد من رفتم
منم در وادی عشقت اسیر و مانده در راهی
چو دارم عشق تو در سر شبت خوش باد من رفتم
فراق و حسرت و داغت که مانده در دل زارم
تو بودی گر ز جان بهتر شبت خوش باد من رفتم
همان باران می بارم ز درد و عشق تو هر دم
مرا یک لحظه یاد آور شبت خوش باد من رفتم
مپرس حال دل من را به سینه کو قرارش او
ندارم من دل و دلبر شبت خوش باد من رفتم
شدم آواره ی کوه و در و دشت همچو آن لیلی
کجا باشد مرا یاور شبت خوش باد من رفتم
نبستی با من آخر عهد و پیمان را تو ای بیدل
مگر بودی تو هم برتر شبت خوش باد من رفتم
♥ سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۹ ق.ظ توسط فرشته
