صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

هر کجا هستی مرا هم یاد کن

 mehraban www.yasgroup.ir  مهربان



در غبار غربتی بی هم زبان ، در حصار وحشتی نا مهربان ،



 در هجوم درد بی گاه و نهان ، هم زبانی تازه از راه آمده ...



 آمده تا قصه پردازی کند ، خاطرم را باز نوسازی کند .



 دیرگاهی بود فکرم مرده بود ، در سکوت خویش خوابم برده بود



آمدی شب را پراندی از سرم ، فرصت پرواز دادی بر پرم .



 ای گرامی مقصد پرواز من ، محرم خلوت سرای راز من ،



عقده ی دل را کنون وا میکنم ، گوش کن آرام نجوا میکنم ...



 گریه های بی صدا را گوش کن ، گوش کن این شکوه ها را گوش کن !



 ای صفای آب در یک ظهر داغ ، عشق بر لوح دلت یک مهر داغ ،



 در نگاهت غم خیال انگیزتر ، چشم تو از چشم من لبریزتر ...



 دوست دارم بعد از این نیت کنم ، با تو احساس صمیمیت کنم .



 قصه هایم را تحمل کرده ای ،زود در باغ دلم گل کرده ای ،



در هجوم شکوه کوتاه آمدی ، صبر کردی با دلم راه آمدی !



 با تو دل را اهل سازش میکنم ، غصه را گرم نوازش میکنم ،



 سینه را از کینه خالی میکنم ، خویش را حالی به حالی میکنم !



 آشنای صبح و شامم روی توست ، بهترین بو در مشامم بوی توست ،



 با تو شورانگیز حتی شوکران ، خاطرت معنایی از با بهتران .



خاطرت روح مرا تسخیر کرد ، یاد تو چشم و دلم را سیر کرد ،



حس نمودی درد شیرین مرا ، باز کردی بغض دیرین مرا ،



 خشک بودم تا تو لبخندم زدی ، با درخت سبز پیوندم زدی ،



 تو حریف حرفهایم نیستی ، چون نمیدانی برایم چیستی ...!!!



 گرچه غم همواره در جان من است ، روز و شب ناخوانده مهمان من است ،



 هر شبی نقش آفرینی میکند ، در دل من شب نشینی میکند .



 باز هم دل را ز غم پر میکند ، از غم اظهار تشکر میکند ،



 چون نیازت با غم آید در دلم ، تا تو را دارم چه غم دارم ز غم ... !!



 خوب شد تا درد دل کردیم ما ، تازه فهمیدیم که هم دردیم ما !



با من اکنون خویش را فریاد کن ، هر کجا هستی مرا هم یاد کن ...



 هر کجا هستی مرا هم یاد کن



♥ سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ توسط فرشته