تو با من باش ، وصله ها ناجورتر بهتر
براي من كه از شيريني لبهات محرومم
غم درياي شورانگيز چشمت، شورتر بهتر
تو ماه كامل و من كوچه گرد پير و ديوانه
من و تو هرچه از هم بي خبرتر ، دورتر بهتر
من اين چشمي كه رويت را نمي بيند نمي خواهم
كه يعقوبي كه يوسف را نبيند كورتر بهتر
مگر نه هر كه بامش بيش برفش بيشتر
اگر دوريت رنج آور ، دلم رنجورتر بهتر
به چشمان تو دل بستم ... ز چشم خلق افتادم
تو با من باش ، باشد وصله ها ناجورتر بهتر
حسين زحمتكش

