معبد

قلبم معبدی ست که هرکس برای عبادت به آن پای می گذارد...می گریَد...آرام میگیردو...
اما همین که زندگی روی زیبا نشانش می دهد، آرام آرام بارو بنه می بندد و می رود...
و این است که "هیچ کس در قلبم ماندنی نیست"
و "آنان که دوستشان دارم ، در بی پناهی و سکوت حزن انگیز قلبم شریکند..."
و تو... تنها تو...تویی که در قلبم می مانی.
تویی که حتی اگر عبادت در دلم سیرابت کند و رخت سفر ببندی، نمی توانی قدم از قدم برداری...
چرا که، حالا عشقت سنگ و دیوار و حس این معبداست... حالا حتی اگر بروی، "هستی"
چرا که حالا تو..."پروردگار"ِ این معبدی.

♥ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۰ ق.ظ توسط فرشته