آشپزی

زندگی ات را مزه مزه کن! کمی از آن بچش
فقط کمی و بعد بگذار جا بیفتادعجله نکن
بگذار تمام طعمها به خوردش برود و قوام بگیرد. صبور باش
مهم نیست زندگی ات را چه کسی آماده طبخ کرده مهم این است که تو چه از آن می پزی
زیر شعله را کم کن
خشمت را فرو بده
و بگذار زندگی با حرارتی ملایم بپزد
کمی ادویه به آن اضافه کن
نه آنقدر که نتوانی طعمش را تحمل کنی
آنقدر که عطر دل انگیز زندگیت در هوا بپیچد
ادویه بزن!
تفریح
شادی 
رقص
خواندن
خوردن
خوابیدن
عشقورزی
عشقبازی
کار
سفر
شنیدن
دیدن
بوییدن
لمسیدن!
ادویه های زندگیت را از بین اینها برگزین
از همه اینها به میزان لازم!
میزان لازم
چیزیست که تو بر می گزینی
بر اساس ذائقه خودت! نه بر اساس ذائقه ی دیگران! بگذار دیگران زندگی خودشان را بپزند
باز هم صبر کن
صبر
زمان را دوست بدار
زمان زندگیت را خوش طعم می کند
پس از هر صبر
زندگیت را بچش
همیشه طعمش را امتحان کن
هر روز هر لحظه هر ثانیه
شاید هر بار به ادویه تازه ای نیاز باشد
شاید تغییر لازم باشد
از اینکه چاشنی ها را تغییر بدهی نهراس
زندگی باید در جریان باشد
چه کسی گفت:" زندگی سیبیست
گاز باید زد
با پوست!"
زندگی را هرگز گاز نزن
زندگی را بچش
مزه مزه کن
به آن طعم بده
آنرا اداره کن
از آن لذت ببر
و بازهم صبر کن
خوب آنرا هم بزن
نگران نباش با همزدن فقط آنرا یکدست و یکرنگ
می کنی
قاطی نخواهی کرد! بگذار زندگیت متنوع اما یکدست باشد
بگذار همه جای زندگیت خوب حرارات ببیند
سرما را از زندگیت دور کن!
صبر
صبور باش!
زمان می گذارد
تا روزی بیاید که زندگیت را سرو کنی! باید ظرفی زیبا برداری
آنرا تزیین کنی! در کنارش کمی ارامش بچین
قناعت را رویش بگذار
سس تجربه رویش بریز
و چند برگ طراوت و خوشبینی
دیگر صبر جایز نیست
آنرا روی میز بگذار
نگاهی بیانداز تا لذت ببری
و برو
بگذار دیگرانت زندگیت را بچشند
مطمئن باش آنها طعم خوش زندگیت را هرگز فراموش نخواهند کرد

