مجنون
ای یار مرا خراب و ویران کردی
دیوانه و مجنون و پریشان کردی
جام می و باده را به دستم دادی
از عشق دل مرا تو مهمان کردی
با ناز و کرشمه های ویران سازت
دل را تو ز غیر خود گریزان کردی
دردیست درون سینه غم زده ام
دیریست که رخ ز من تو پنهان کردی
" یار " همه شب ناله کند از هجرت
بنگر که مرا چه مست و نالان کردی

♥ سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۸ ب.ظ توسط فرشته