گفتگوی خدا با بنده اش در ماه رمضان

اگر من با تو بد بودم تو را دعوت نمي کردم![]()
گشودم در که بر گردي ببيني لطف بسيارم![]()
تو مهمان عزيزي بر من و من ميزبان تو![]()
چگونه ميهمان نوميد برگردد ز دربارم![]()
زبستر نيمه شب برخيز و اشکي ريز بر دامن![]()
که با اشک شبت خاموش گردد شعله نارم![]()
تو آن عبدي که در گرداب جرم و معصيت غرقي![]()
من آن ربم که باشد دمبدم لطف و کرم کارم![]()
بجز نوميدي از عفوم ببخشم هر گناهي را![]()
اميد آور اميد آور که من از ياس بيزارم![]()
عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختيار من![]()
توان سوزانمت اما به بخشيدن سزاوارم![]()
تو دائم غافل و من آني از تو نيستم غافل![]()
تو خواب و من زلطف و مرحمت پيوسته بيدارم![]()
♥ پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۴۷ ق.ظ توسط فرشته