چه حکمتیست ...
چقدر بی تو در این شهر سوت و کور بمانم؟
چه حکمتیست که من باید از تو دور بمانم؟
مرا که مثل پلی روی سیل رهایم
از این هراس رها کن که بی عبور بمانم
تو از کدام شب، از عصر چند شنبه تقویم؟
کی اتفاق می افتی اگر صبور بمانم؟
جهان مرا و ترا صید کرد مثل دو ماهی
که بی قرار تو در تنگی از بلور بمانم
مجال حوصله ات تَنگ بود مثل دل من
قرار شد بروی، من میان تور بمانم
چقدر بعد تو باید، کنار خالی جایت
میان تَنگی تُنگ جهان به زور بمانم؟
♥ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۸:۴۲ ق.ظ توسط فرشته

