صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

* گفتم

کارت پستال درخواستی طراحان


گفتم: دستان امروز ما گره ای ست کور برای کلاف مبهم فرداهای مبادا

 

 

گفتی: عشق را فرصت پرواز نیست جز در آغوش گشوده‌ی فاصله ها

 

 

گفتم: موج اشک تو مرا چون قایق کاغذی در تلاطم خود شکست

 

 

گفتی: بشکن غرور را و مغرور باش به این شکستن

 

 

گفتم: چه کنم که آبگینه‌ی قلب من شکستنی ترست از شبنم صبح!؟

 

 

گفتی: آینه ها را در برابر هم باید نهاد و ابدیتی جاوید باید ساخت

 

 

گفتم: دوش دست در دست مهتاب کردم و در میانه ی باغ عمر ، گریه کنان رقصیدم

 

 

گفتی: لبخند سربی ماه نیز تنهایی را با دستان تنهای ما قسمت کرده

 

 

گفتم : رؤیای سرخ بوسه ات هر شب مرا تا عمق مخمل خواب و خاموشی می برد

 

 

گفتی: سپیدی بستر عشق، گواه رنگ سکوت

 

 

گفتم: چه عاشقانه دوستت دارم، ای تو نغمه پرداز شور غزل های دفترم




گفتی : روزهایت که به دنبال بزرگ ترین عددم تا مرواریدهای " دوستت دارم "





را در آن توان کنم و تا همیشه گوشوارت سازم




گفتم : افسوس از این همه ناتوانی علم ، چرا که خداوندگاران برابر شکوه عشق زانو زدند!...




گفتی : تنها ناممکن ، ناممکن است




آنگاه گفتیم :یکدیگر را ......




♥ یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ توسط فرشته