* فاطميه *

باغ را آتش کشیدند و گل و گلزار سوخت / یاس در پشت در اما با در و دیوار سوخت
گرچه اتش بر نبی و آل او باشد حرام / سینه ی گل از فشار تیزی مسمار سوخت
شعله ی سرکش چنان در پیچ و تاب افتاده بود /کز تب و تابش دل ایثار هم بسیار سوخت
یک طرف گل بود و غنچه سوی دیگر خشم و کین /گلشن امن الهی در میان نار سوخت
چهره ای را که خدا هم از محبت دوست داشت /شد کبود از ضربت سیلی و آتشبار سوخت
تا که در بر سینه ی انسیه الحورا ننشست / دل شکست از این مصیبت دیده از دیدار سوخت
باغبان در باغ بود اما دو دستش بسته بود /پیش چشمان تر او دلبر و دلدار سوخت
آنکه گلبرگ شقایق بر رخش جا می گذاشت /بهر یاری کردن مولای خود خونبار سوخت
گل کجا و تازیانه، سیلی و ضرب لگد /در میان حسرت غم مادر احرار سوخت
خانه زاد حق تعالی از جفا خانه نشین /قلب عالم از نوای حیدر کرار سوخت
لرزه جسم غنچه ها و شرم روی باغبان /گوئیا عرش و فلک را کینه ی کفار سوخت
یادگاری را که پیغمبر سفارش کرده بود /گاه بازو گشت نیلی و گهی رخسار سوخت
ايام شهادت بزرگ بانوي دو عالم بر فرزند بزرگوارش امام زمان ( عج ) ، نايب برحقش
و تمامي دوستداران اهل بيت عصمت وطهارت تسيلت باد .