* برای سالی که گذشت *
بخاطر تمام لحظه هايي كه من رو ديدي و من نديدمت من رو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه برام خوب خواستي و من بد كردم من رو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه اميدت رو نااميد كردم من رو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه برام وقت گذاشتي و من وقت نداشتم من رو ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه تنهام نگذاشتي و من خودم رو تنها ديدم,
بخاطر تمام لحظه هايي كه به مهربون بودنت ،
بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت
شك كردم, من رو ببخش..
بخاطر تمام لحظه هايي كه اشك هام براي كسي جز تو بود....
بخاطر تمام لحظه هايي كه خواهش ها و التماس هام براي كسي جز تو بود...
بخاطر تمام لحظه هايي كه لذتها و شادي هام براي كسي جز تو بود...
من رو ببخش..
يكسال ديگه هم گذشت و من باز به اين رسيدم كه:
خيلي ها به دعوت دل ساده ي من,
آمدند..
نشستند...
خنديدند ...
اما خيلي زود
شكستند و گسستند و رفتند....
تنها تو بودي كه
بريدم و نبريدي...
شكستم و نشكستي
گسستم و نگسستي...
خدايا
دلم خيلي هواتو كرده...
امسال هم در دلم بنشين
و آنچه را كه شايسته خدايي توست, برايم بنويس....

♥ شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۸ ق.ظ توسط فرشته
