صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

پنهان کن مرا

دلتنگ که می شوم
تکه ای از من 
شعر می شود 
به روی دفترم 
خاطرات مچاله شده ی دیروزهایمان 
دست و پ

مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن

آن سوی تاریکی ، بر پهنه ی زندگی

آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و

باران سرود آفتاب را تکرار می کند

راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید

و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد

لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را

در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید

 وآمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد

پنهان کن مرا

در آغوشی که نامش دوست داشتن است


♥ جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۰ ب.ظ توسط فرشته