تو هم لیلا و هم شیرین و هم هر آنچه معشوقه

تو هم لیلا و هم شیرین و هم هر آنچه معشوقه
منم اما فقط عاشق اسیر عشق ممنوعه
من و عشق و امید اینجا نشسته چشم بر راهت
که برگردی و بنشینی در آن بالای مجموعه
و آن هنگام با مهری که در دستان خود داری
کمی هم زندگی آری تو در این جان مخروبه
چگونه اعتیاد عشق را سنجیده ای آخر
که از من پاک آمد از رقیبان یکسر آلوده
تمام خواهشم این بود: خود بر دارم آویزی
عجب من با طناب اینجا و اینجا نیست یک چوبه
فقط رویاست انگاری که از دست تو زیبا رو
بمانم یک دقیقه راحت و آرام و آسوده
♥ جمعه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۲۰ ق.ظ توسط فرشته