صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

ماهی عاشق دریا شده بود.

 

ماهی عاشق دریا شده بود.

دریا گفت:می توانی از تُنگ دل بکنی؟

ماهی گفت :دل می کنم به شرطی که

تو هم برای همیشه مال من باشی.

دریا قبول کرد

و تمام ماهیهایی که همراهش بودند

را به رودها و دریاچه های اطراف فرستاد.

ماهی سرخی ماند و دریایی که بیش از حد بزرگ بود.

کمی شنا کرد….گشت، ولی کلافه شد .

رو به دریا کرد و گفت :

خسته شدم ،

من نمی توانم تمام تو را پیدا کنم.

هر چقدر هم مال من باشی، باز مال من نیستی.

دریا به ماهی گفت :عشق، مالکیت نیست.

تو اگر عاشق بودی به قدر همان تنگ،

میان سینه ام ، عاشقانه شنا می کردی


♥ دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۵ ب.ظ توسط فرشته