صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

ای آشنا، سلام

بگذار فاصله بر خیزد از میان

من عاشقم به خرده نگاهی که آشناست

در آرزوی آنکه ، صدایم کنی تو باز

من دلخوشم به عهد و قراری که بین ماست

دلبست مهربانی و عشقی که با شماست

بر گشته ام دوباره غریبانه تر ز پیش

این است حاصلی که درو کرده ام ز خویش

دیگر نمی روم ،

که بی تو غریبم به هر دیار

آورده ام دلم بسپارم به دست تو

یک خنده از تو ، مرا می برد به عرش

رخصت دهی دو رکعت عاشقی کنم ؟

آیا شود بنشینم کنار تو ؟

من باشم و تو باشی و این میل عاشقی

آغوش را اگر بگشایی ، رسیده ام

وقت است تا که بگیری دو دست اشک

رازی نهفته در سلام تو ، در لحظه وداع

بدرود ، نه

حلاوت زیبای یک درود


ای آشنا ، سلام


♥ چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۵ ب.ظ توسط فرشته