مردانه / زنانه

به پای عشق نشستم که تا شراب شوم
به سُکرِ چشمِ تو دل داده ام که آب شوم
به شور بختیِ خود اعتراف دارم تا . . .
ز سرکه های وجودِ تو سیرِ ناب شوم
که هفت سال وجودم در انتظارت سوخت
اگر کنون نچشی مزه ام ، خراب شوم
به دیدنِ من اگر آمدی گلاب بیار
که من برای تو سوختم تا گلاب شوم
قدم گذاشته ام در کویرِ خشکِ وصال
و قسمتم شده سرگشته ی سراب شوم
تمام هستیِ خود را به پات می ریزم
به این امید که داستانِ یک کتاب شوم
غزل برای تو می بافم به دیده کشم
بخوان دوباره غزل تا که مستِ خواب شوم
♥ دوشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت ۹:۲۳ ب.ظ توسط فرشته