صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

گاهی بیا و ....

گاهی بیا و پشت سرم لحظه ای بمان
دستی به روی شانه ی من بگذار
تا از فراز شانه ی من
این سطرهای درهم و برهم
این شعرهای مبهم خط خورده را در دفترم بخوانی
تا سطرهای تازه روشن شوند
تا من قلم به دست تو بسپارم
تا تو به دست من بنویسی
بعد....یک استکان چای ! (از پس خستگی)
آنگاه
در خانقاه گرم نگاه تو
ما هر دو بال در بال
بر سطرهای آبی این دفتر سفید پرواز می کنیم
این اوج ارتفاع من و توست !
در دود عود و اسفند
همراه واژه های رها در هوا
رقص نگاه ما چه تماشایی ست !
این حلقه ی سماع من و توست


♥ سه شنبه بیستم مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱:۳۳ ب.ظ توسط فرشته