صداي سخن عشق                        

                

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

از دل مترسک

 

دنیا که با ما بد شد تو دیگر چرا؟!

همه رفتند و ترک ما گفتند

جز آن مترسک مهربان

همه روز و همه شب طی کردم

با آن مترسک باوفا!

با آنکه سخن نمی گفت

اما در نگاهش غوغا بود

درونش چیزی جز کاه نبود

اما داشت دلی به وسعت دریا

سکوتم را با او تقسیم کردم

ازمترسکی پرسیدم علت ایستادگی

گفت نمایش تنهایی

گفتم چه سود

گفت تنها رقیبم خداست

 


♥ دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۴:۵۹ ب.ظ توسط فرشته